یکی از جوانان این سرزمینم که تا سن 14 سالگی مثل همه معمولی و عادی زندگی می کردم و درگیر روزمرگی های معمول به اقتضای سنم بودم.به ناگاه در حدود سن 14 سالگی دنیا درونی ام دست خوش تغییرات اساسی ای شد که هم خود از آن غافل بودم و هم اطرافیان از درک آن عاجز بودند. حتی روانشناسان و متخصصان مغز و اعصاب نیز در آن سالها علت رفتارهای غیر طبیعی من را درک نکردند و درمان های آنها بر بار مصیبت های من افزود. حاصل این تغییرات و جهالت در کشف علت آن سبب شد علیرغم بودن در جایگاه خوب درسی از درس فاصله بگیرم و  در همان دوران دبیرستان ترک تحصیل نمایم و به علت زخم زبانها و تمسخرها و گفته های جامعه از همه فاصله بگیرم و برای 3 سال کنج عزلت اختیار کنم. سالها با گذران پستی و بلندی های بسیار  گذشت تا با مطالعات و آزمون و خطاهای بسیار  علت رفتارها و تفکرات و ذهن ناآرام خود را کشف کنم.


LLI

 بعد از ده سال با رنج ها و مصیبت های بسیار زیاد که تنها یک انسان LLI آنها را  درک می کند متوجه شدم که یک LLI هستم و  دو سال است که علیرغم علم به این موضوع  نتوانستم راه قطعی برای کنترل محرک های بالای ذهنم و کنترل تمرکز  پیدا کنم. در این 12 سال هزاران بار شکست خوردم و  علیرغم بازگشت مجدد به تحصیل و شرکت در کنکورهای مزخرف دانشگاهی و تحصیل در بهترین دانشگاههای کشور در مقطع دکتری تخصصی با رتبه یک،صدها بار به ناامیدترین مراحلی رسیدم که یک انسان می تواند آن را تجربه کند. اگر با وجود همه این دشواری ها و شکست ها امروز زنده ام و این وبنوشت را راه اندازی کرده ام تنها به یمن حضور همسری است که امید به فردایی بهتر را  در چشمانش می بینم. فردایی بهتر که 12 سال رؤیایش را در سر می پرورانم.... هنوز پرچم مبارزه بالاست و من به عنوان یک فرد LLI برای کنترل ذهن خودم باز تلاش می کنم و امیدوارم تجربه تلاش ها و به ویژه شکست ها و تباهی های من کمک کند تا عزیزان دیگری که آنها نیز LLI هستند کمتر دچار این تباهی ها شوند. امیدوارم در کنار همدیگر و با کمک به همدیگر بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم.  به قول این ضرب المثل فرنگی که می گوید:Live together die alone .بنابراین با تمام وجود از نظرات، تجربیات و صحبت های شما عزیزان LLI و یا عزیزانی که اطلاعاتی پیرامون این پدیده ذهنی دارند استقبال می کنم.. شاد و پرتلاش باشید. 


ارادتمند شما ، آریا